برندینگ چیست و چرا کسب و کارهای تبریزی به آژانس برندسازی حرفه ای نیاز دارند؟
برندینگ یعنی همه تصمیم هایی که تعیین می کنند یک کسب و کار در ذهن مشتری چه جایگاهی پیدا کند و با چه ویژگی هایی یادش بماند. این تصمیم ها فقط اسم و لوگو نیستند. نوع حرف زدن با مشتری، پیام های تبلیغاتی، ظاهر فروشگاه، بسته بندی، سایت، شبکه های اجتماعی و حتی حسی که مشتری بعد از خرید با خودش می برد، همه روی تصویری که از یک برند شکل می گیرد اثر می گذارند.
به همین خاطر پیش می آید که دو کسب و کار محصول تقریبا یکسانی بفروشند، اما یکی در بازار جای مشخصی داشته باشد و آن یکی نه. مشتری شاید کیفیت هر دو را قبول داشته باشد، اما یکی را راحت تر به یاد می آورد، درباره اش حرف می زند یا دوباره سراغش می رود. این فاصله معمولا فقط به محصول ربط ندارد؛ بخشی از آن به برندی برمی گردد که در طول زمان ساخته شده.
لوگو برند نیست، فقط یکی از نشانه های آن است
یکی از رایج ترین اشتباهاتی که درباره برندسازی می شنویم این است که فکر می کنند همه چیز با طراحی لوگو شروع می شود و با تحویل فایل لوگو هم تمام می شود.
لوگو یک نشانه بصری است، همین. قرار است کمک کند یک کسب و کار شناخته شود و در جاهای مختلف تصویری یکسان از آن دیده شود. اما مشتری فقط با دیدن لوگو نمی تواند درباره اعتبار یا کیفیت یک مجموعه قضاوت کند. این برداشت را مجموع تجربه هایی می سازد که او در برخوردهای مختلف با آن برند دارد.
فرض کنید یک شرکت خدماتی لوگوی خیلی خوبی طراحی کرده، ولی پاسخگویی اش نامنظم است، محتوای سایتش با خدمات واقعی همخوانی ندارد و هر بار که مشتری تماس می گیرد لحن متفاوتی می شنود. طراحی خوب این ناهماهنگی را جبران نمی کند.
اما وقتی پیام برند، هویت بصری، نحوه معرفی خدمات و تجربه مشتری همه در یک مسیر باشند، آن وقت لوگو هم جای واقعی خودش را پیدا می کند؛ می شود نشانه یک تجربه شناخته شده، نه فقط یک تصویر قشنگ.
برای همین در یک پروژه برندسازی حرفه ای، طراحی معمولا نتیجه یک تصمیم است، نه شروع کار.
یک پروژه برندسازی حرفه ای از کجا شروع می شود؟
قبل از انتخاب رنگ و فونت باید مشخص شود اصلا قرار است چه چیزی ساخته شود. اگر شناخت درستی از بازار و مخاطب نباشد، حتی یک طراحی خیلی خوب هم ممکن است در نهایت به هویتی برسد که تفاوت زیادی با رقبا ندارد.
مرحله اول معمولا شناخت کسب و کار، مخاطبان، رقبا و وضعیت فعلی برند است. باید معلوم شود مشتری امروز چه برداشتی از این مجموعه دارد، نقاط قوتش کجاست و مشکل اصلی چیست. گاهی مشکل این نیست که برند شناخته شده نیست؛ مشکل این است که تصویری که در ذهن مخاطب شکل گرفته با جایگاهی که کسب و کار می خواهد داشته باشد فاصله دارد.
بعد از این مرحله نوبت استراتژی برند است. جایگاه برند، مخاطب اصلی، ارزش پیشنهادی، شخصیت برند، لحن ارتباطی و تفاوتش با رقبا باید روشن شود. خیلی از پروژه های کوچک برندسازی همین بخش را رد می کنند و مستقیم می روند سراغ طراحی.
هویت بصری مرحله بعدی است. لوگو، رنگ ها، تایپوگرافی، عناصر گرافیکی، بسته بندی و بقیه اجزای بصری باید از همان استراتژی پیروی کنند. وقتی استراتژی درست شکل گرفته باشد، طراح فقط دنبال یک ظاهر جذاب نیست؛ طراحی باید بخشی از جایگاهی باشد که برای برند تعریف شده.
در آخر هم کار به تحویل چند فایل گرافیکی ختم نمی شود. هویت جدید باید در نقاط تماس مختلف اجرا شود تا مخاطب همیشه با یک برند واحد روبه رو باشد.
از کجا بفهمیم کسب و کارمان به برندسازی حرفه ای نیاز دارد؟
همه کسب و کارها در یک برهه مشخص نیازمند یک پروژه کامل برندسازی نیستند. اما چند نشانه هست که نشان می دهد ادامه دادن مسیر فعلی احتمالا مشکل را حل نمی کند.
اگر مشتری های جدید به سختی اسم کسب و کار را به یاد می آورند، اگر توضیح دادن تفاوت مجموعه با رقبا سخت است، یا اگر سایت، شبکه های اجتماعی، بسته بندی و فضای فیزیکی هر کدام تصویر متفاوتی نشان می دهند، بهتر است وضعیت برند جدی تر بررسی شود.
یک نشانه دیگر این است که محصول یا خدمات خوب است، اما رشد کسب و کار متوقف شده و مشتری دلیل روشنی برای انتخاب شما در برابر گزینه های مشابه ندارد. در این حالت شاید مشکل از خود محصول نباشد؛ شاید بازار هنوز دلیل کافی برای ترجیح دادن این برند پیدا نکرده.
برندسازی قرار نیست یک مشکل فروش را با چند تغییر ظاهری حل کند. اول باید مشخص شود مشکل دقیقا کجاست و اصلا راه حلش پروژه برندسازی است یا باید سراغ قیمت گذاری، محصول، فروش، تبلیغات یا تجربه مشتری رفت.
چرا شناخت بازار تبریز در برندسازی مهم است؟
برند در خلأ ساخته نمی شود. مخاطب، رقبا، سابقه کسب و کار و فضای بازار همه روی نحوه شکل گیری اش اثر می گذارند.
برای یک کسب و کار تبریزی، شناخت فضای محلی می تواند خیلی در تصمیم های برندینگ اهمیت داشته باشد. نوع رقابت در بازار، سابقه کسب و کار، ارتباطات محلی، میزان شناخته شدن نام تجاری و حتی تفاوت بین مشتریان قدیمی و مخاطبان جدید، همه می توانند روی استراتژی تاثیر بگذارند.
این حرف به معنی محدود کردن برند به بازار تبریز نیست. خیلی از کسب و کارها هم دوست دارند از بازار محلی فراتر بروند. اما شروع کردن از یک شناخت واقعی از بازاری که کسب و کار در آن فعالیت می کند، تصمیم های بعدی را دقیق تر می کند.
از طرفی، انتخاب یک تیم فقط به این دلیل که در همان شهر فعالیت می کند هم کافی نیست. آژانس باید بتواند پژوهش، استراتژی و اجرای برند را کنار هم بگذارد. شناخت بازار محلی وقتی ارزش دارد که در تصمیم های واقعی پروژه به کار بیاید.
یک نمونه از اجرای برندسازی در عمل
برای اینکه فرق طراحی ظاهری با یک پروژه کامل روشن تر شود، می شود به تجربه یک سین اشاره کرد. این مجموعه به عنوان آژانس برندسازی در تبریز ، پروژه های برند را فقط به طراحی یک نشانه بصری محدود نمی کند.
یکی از نمونه های قابل توجه، پروژه برندسازی یک آزمایشگاه تشخیص طبی بود. در چنین کسب و کاری اعتماد خیلی مهم است و قرار نیست فقط با یک لوگوی پزشکی ساخته شود. مخاطب در جاهای مختلفی با مجموعه روبه رو می شود؛ از فضای معرفی خدمات و بسته بندی گرفته تا تبلیغات و نحوه ارتباط با او.
در این پروژه مسئله فقط طراحی یک هویت بصری جدید نبود. هدف این بود که در همه نقاط تماس، تصویری قابل اعتماد و یکدست شکل بگیرد. حتی کمپین تبلیغات محیطی با پیام «وقت چکت نگذره» هم بخشی از همین نگاه بود؛ یعنی برندینگ از هویت بصری جدا نماند و در ارتباط مستقیم با مخاطب هم ادامه پیدا کند.
همین تفاوت است که مرز بین سفارش یک طراحی گرافیکی و اجرای یک پروژه برندسازی را مشخص می کند. در حالت اول معمولا یک خروجی بصری تحویل داده می شود. در حالت دوم طراحی باید در خدمت یک تصمیم بزرگ تر باشد: اینکه برند چطور دیده و تجربه شود.
موقع انتخاب آژانس برندسازی چه اشتباهاتی زیاد پیش می آید؟
قیمت پایین به تنهایی معیار خوبی برای انتخاب آژانس نیست. پروژه ای که قرار است جایگاه یک برند را مشخص کند با یک سفارش گرافیکی معمولی فرق دارد و مقایسه قیمت بدون مقایسه فرآیند می تواند نتیجه گمراه کننده ای بدهد.
نمونه کار هم باید دقیق بررسی شود. دیدن چند لوگوی قشنگ به تنهایی کافی نیست. بهتر است ببینید آژانس برندسازی در یک پروژه واقعی با چه مسئله ای روبه رو بوده، چه تصمیمی گرفته و خروجی نهایی چطور در بخش های مختلف اجرا شده.
اشتباه سوم شروع پروژه از طراحی است. اگر هنوز مشخص نیست مخاطب اصلی کیست، برند چه تفاوتی با رقبا دارد و قرار است چه جایگاهی در بازار پیدا کند، انتخاب رنگ و فرم لوگو احتمالا بیشتر بر اساس سلیقه انجام می شود تا استراتژی.
در یک آژانس برندسازی حرفه ای، طراحی باید جواب یک مسئله مشخص باشد. اگر هنوز آن مسئله تعریف نشده، زود رفتن سراغ طراحی معمولا نشانه خوبی نیست.
برندینگ برای یک کسب و کار تبریزی چه چیزی را عوض می کند؟
برندسازی قرار نیست فقط ظاهر یک مجموعه را مرتب تر کند. اگر درست انجام شود باید به کسب و کار کمک کند بفهمد برای چه مخاطبی ساخته شده، چه تفاوتی با رقبا دارد و این تفاوت را چطور در ارتباطات مختلفش نشان دهد.
این موضوع برای کسب و کارهایی که سال هاست فعالیت می کنند هم مهم است. سابقه طولانی به خودی خود به معنی داشتن یک برند منسجم نیست. ممکن است یک مجموعه مشتریان وفادار زیادی داشته باشد، اما تصویرش در فضای آنلاین، تبلیغات یا حتی میان نسل جدید مشتریان، همان تصویری نباشد که صاحبانش انتظار دارند.
از طرف دیگر یک کسب و کار تازه تاسیس هم لازم نیست از همان اول هزینه زیادی برای ظاهر برند بگذارد. مهم تر از اندازه پروژه، درست بودن تصمیم هایی است که قبل از اجرا گرفته می شوند.
جمع بندی
برندینگ را نباید با طراحی لوگو یکی گرفت. لوگو بخشی از هویت برند است، اما برند در نهایت تجربه ای است که مشتری در برخوردهای مختلف با یک کسب و کار به دست می آورد.
برای کسب و کارهای تبریز هم مسئله فقط داشتن یک ظاهر حرفه ای نیست. وقتی رقابت بیشتر می شود و مشتری گزینه های مختلفی جلوی خودش می بیند، داشتن جایگاه مشخص و قابل تشخیص اهمیت بیشتری پیدا می کند.
اگر قرار است یک پروژه برندسازی انجام شود، بهتر است از شناخت شروع شود، به استراتژی برسد و بعد در هویت بصری و نقاط تماس مختلف اجرا شود. انتخاب آژانس هم باید بر همین اساس باشد، نه فقط قیمت، ظاهر نمونه کار یا یک لوگوی جذاب.
در نهایت یک برند وقتی ارزش واقعی پیدا می کند که چیزی فراتر از یک اسم و یک نشانه باشد؛ چیزی که مشتری بتواند از میان گزینه های مشابه تشخیصش بدهد، به یادش بسپارد و دلیل مشخصی برای انتخابش داشته باشد.
منبع خبر: yekseen.com


